ابو حنیفه إمام عطر و خوشبویی

کسانی که زندگی امام ابوحنیفه را به رشته تحریر درآورده اند و کسانی که اخبار مربوط به هیئت و وضعیت ظاهری ایشان را نقل کرده اند از توجه و اهتمام زیاد ایشان به استفاده از عطر، خوشبویی و شهرت ایشان در این خصوص سخن گفته اند

اخبار مربوط به خوشپوشی و خوش لباسی امام ابوحنیفه در کتابهای معروفی که به ذکر مناقب و نیکی های ایشان پرداخته اند، آمده است. گاهی این اخبار تحت عنوان “هیئة أبي حنيفة وصفته وحسن زيه” آمده، چنانکه ابوعبدالله صیمری(ت 436هجرى) در “کتاب اخبار أبي حنيفة وأصحابه” آورده است، یا فقط تحت عنوان “ملبسه” آمده است و این عنوان را ابن حجر هیتمی شافعی (ت974ه) مؤلف کتاب “الخیرات الحسان فی مناقب أبي حنيفة النعمان” ذکر کرده است.

کسانی که زندگی امام ابوحنیفه را به رشته تحریر درآورده اند و کسانی که اخبار مربوط به هیئت و وضعیت ظاهری ایشان را نقل کرده اند از توجه و اهتمام زیاد ایشان به استفاده از عطر، خوشبویی و شهرت ایشان در این خصوص سخن گفته اند.

چنانکه صیمری می گوید، امام بسیار زیاد از عطر استفاده میکرد و چه در خانه و چه بیرون خانه به خوشبویی معروف بود و مردم پیش از دیدن چهره ایشان، بوی خوش عطر ایشان را استشمام میکردند و می دانستند او در همین نزدیکی هاست؛ و تعهد بسیار زیاد ایشان به خویشتن كه توجه مردم را به خود جلب نموده بود. نمونه اى كامل از مظهر و پوششی زیبا که اسلام به آن امر کرده است. چنانکه مولف کتاب خیرات الحسان میگوید: (ایشان به بند کفشش نیز بسیار اهمیت میداد و کسی کفشهای ایشان را بدون بند و با ظاهر کثیف ندید).بخاطر اینکه امام به ظاهر و لباس خود خیلی میرسید همه در بیان صفت ایشان گفته اند: ”ایشان خوش چهره و خوش پوش بود و کفشهای خوبی داشت و با همه به خوبی رفتار میکرد .

صیمری در جایی دیگر زیبایی ایشان را توصیف نموده و گفته است: ”ایشان خوش پوش و خوش منظر بود” و در جایی دیگر آمده که: ”ایشان چهره زیبایی داشت و خوش لباس بود و لباسهای خوب و پاکی به تن میکرد”.همچنین مؤلفان و ناقلان اخبار امام، از احترام ایشان نسبت به آداب اجتماعی در زندگی روزمره شان خبر داده اند. خطیب بغدادی (463ه) در کتاب ‘تاریخ بغداد’ میگوید: عقلانیت امام، در منطق ایشان و برخورد و رفت و آمد ایشان بارز و آشکار بود. همین ظاهر و منظر زیبا در عبادت ایشان حتی در تاریکیهای شب قابل ملاحظه بود بطوری که “چون میخواست نماز شب بخواند ظاهرش را زیبا میکرد و حتی ریشش را شانه میکرد”.از جمله نکات جالبی که شاگردان امام اعظم در تفصیل ظاهر ایشان گفته اند، بیان تعداد و قیمت لباسهای ایشان است. ابن بزاز کردی (827ه) در رابطه با مناقب امام اعظم از شاگرد ایشان یعنی قاضی ابو مطیع بلخی (199ه) نقل کرده که گفت: روز جمعه ابوحنیفه را دیدم که یک پیراهن و یک رداء بر تن داشت. آنها را قیمت گذاری کردم، چهارصد درهم شد.که امروزه تقریبا معادل 500 دلار آمریکاست. ابن بزاز که فقیهی حنفی است از ترس اینکه مبادا معاصرانش که صوفی مسلک(ژولیده پوش) بودند، گمان کنند که امام اهل اسراف بوده، در تعلیق بر گفته ابومطیع میگوید: بدان که برخی از انسانهای ژولیده لباسهای وصله دار و چرکین به تن میکنند که این مخالف فرمان خداوند است، آنجا که میفرماید: (بگو چه کسی زینت خدا را حرام کرده است).در یک داستان جالب فضای آن عصر و زمان و رابطه علما با یکدیگر برای ما بیان شده است. نضر بن محمد (183هجرى) که از دوستان و نزدیکان امام ابوحنیفه بود چنین میگوید: ابوحنیفه که قصد سفر داشت نزد من آمده و به من گفت: کسای خود را به من بده و کسای من را بگیر. من چنین کردم. وقتی که برگشت، به من گفت: با دادن این کسا مرا خجالت زده کردی! این کسا 5 دینار بیشتر نمی ارزید. سپس بر تن ایشان کسایی دیدم که سی دینار (5000دلار امروزی) ارزش داشت و ردا و پیراهنش چهارصد درهم بود و ایشان هفت کلاه داشت. این مطلب در کتاب خیرات الحسان آمده است.امام مالک نیز به خوش منظری، خوش پوشی و داشتن مسکن زیبا و خوب معروف بود و غالب اموال گران آنگونه که عادت به بخشش و هدیه داشت افرادی نیز به ایشان هدیه می دادند.تربیت نیکوامام ابوحنیفه در جلسات علمی خویش تنها به بحث و بررسی مباحث فقهی و فتوا دادن بسنده نمی کرد، بلکه به آنها درس صلابت، وقار و هشمت عالم و رجال دین را می آموخت. او به دانش پژوهان مکتبش درس شجاعت، بی نیازی، تکیه و اتکا به نفس، وضعیت ظاهری زیبا و خوش پوشی که از صفات یک عالم است را آنگونه که برایش مهم بود، می آموخت و شاگردانش را از ژولیده بودن، بد منظری و دست نیاز به سوی دیگران نهی میکرد.حسن بن زیاد چنانکه خطیب بغدادی (204ه) در تاریخ بغداد از او نقل کرده، می گوید: ابوحنیفه لباسی ژولیده را بر تن یکی از همنشینان خود دید، وقتی همه رفتند او را نگه داشت و به وی گفت: سجاده را بلند کن و آنچه را که زیر آن قرار گرفته را برای خود بردار. وی سجاده را بلند کرد و زیر آن هزار درهم دید. امام گفت: این درهمها را بردار و با آن حال و اوضاع خویش را سامان بده. مرد گفت: من غنی هستم و نیازی به این پول ندارم.امام با ناراحتی گفت: خدا تو را هدایت کند مگر این حدیث به تو نرسیده که: “خداوند دوست دارد اثر نعمت خویش را بر بنده اش ببیند”. پس وضعیت ظاهری خویش را تغییر بده تا وقتی دوستت تو را میبیند به حالت اندوهگین نشود.

اگر میخواهید بدانید که چرا امام ابوحنیفه اینقدر به ظاهر خویش میرسید و راز آگاهی وی از پوشیدن و اختیار پارچه های اصیل برای تهیه لباس چیست؛ گوش به سخن ابن بزاز بسپارید که میگوید: به تواتر ثابت شده که امام ابوحنيفه تاجر موفق پارچه بوده و در کارش بسیار ماهر بود. ایشان در کوفه مغازه ای داشت و شریکانی داشت که به شهرهای مختلف سفر میکردند و برای ایشان پارچه میخریدند و ایشان اجناس خود را با سود اندک به فروش میرساند.خطیب بغدادی مکان مغازه ابوحنیفه را برای ما مشخص کرده و میگوید: معروف است که مغازه ایشان در خانه عمرو بن حریث مخزومی (85ه) بود. این شخص از اصحابی بود که در سن کم پیامبر را ملاقات کرده و این خانه او مشهورترین خانه کوفه بود. طبری (310ه) در کتاب تاریخ خود به دقت مکان آن مغازه را مشخص کرده است. وی میگوید: این مغازه در کنار قصر حاکم قرار گرفته است و در وسط بازار قرار دارد. و مغازه های تاجران در این بازار قرار گرفته است.به نظر مغازه ابوحنیفه یک شرکت بزرگ توزیع و فروش پارچه بوده است و دلیل این مطلب وجود شریکانی است که ذکر کردیم و نیز ثروتی که امام به داشتن آن مشهور بود و اندیشه والای مالی ای که در رابطه با ایشان در آفاق پیچیده است تا جایی که حاکم امویان در عراق یعنی یزید بن عمر بن هبیره (132ه) میخواست ایشان را بر بیت المال بگمارد اما امام قبول نکرد. این مطلب در کتاب تاریخ بغداد آمده است. ایشان روزی که وفات کرد، 50 هزار درهم نزدش ودیعه قرار داده بودند که حتی یک درهم را نیز تباه نکرده بود.رحمات و عنایت های واسعه الهی بر روانش.